برای توسعه، رشد و شكوفائي اجتماعي، اقتصادی، فرهنگي و رفع موانع توسعه نيازمند برنامه جامع و كامل از سوي مكتب جامعه شناسي ایرانی وجود دارد0 تعريف جامعه و كاملي در مورد توسعه و رشد اجتماعي اقتصادي و فرهنگي و رفع موانع از سوي مكاتب جامعه شناسي در كشورهاي صنعتي ابراز گرديده است0 اين گونه مكاتب كه در ارتباط با شاخص های اجتماعی فرهنگي جامعه خويش مد نظر كارشناسان احل فن ارائه گرديده است0 صنعتي شدن و فرهنگ مدرن و دمکراسی ایرانی، مانند استفاده از راه حلهاي مكاتب جامعه شناسي ماركسيستي در مورد شناخت و حل مسائل اجتماعي ايران، موضوعي من درآوردی است که موجودیت ذهني نه واقع گرايانه دارد0

 جامعه شناسی ایران:

درباره مهمترین و اساسي ترين عوامل و بازدارنده هاي عقب ماندگی ایران متاسفانه آثار و تحقيقات جامعي از سوي جامعه شناسان ايراني در دست نمي باشد و آنهائي كه وجود دارد متاسفانه به اساس و ريشه موضوع عقب ماندگي اشاره هاي گذارا و سطحي برخورد شده است0 نظير: آخوند زاده، کسروی واعظ اصفهانی، تا تحلیل های اخیر استاد زیباکلام0

دلایل عقب ماندگی ایران ريشه در تاريخ اين سرزمين دارد0 در این رابطه، علل عقب ماندگی در ایران پدیده ای تاريخي اجتماعي است0 تاریخی به این معنا که باید عواملي و موانعي كه در سراسر تاریخ ایران مانع پيشرفت و توسعه و شكوفائي فرهنگي تمدني ايران گشته است جستجو کرد و بازدارندگي تاریخی آن را نیز مد نظر داشت0  از سوئي ديگر به جز تعدادي حكومت هائي كه در كشور ايران بر قدرت تكيه زدند، بقيه در فكر جاه طلبي و خود خواهي هاي خود نخواستند نيازهاي اوليه شهروندان اين سرزمين را از هر نظر تامين نمايند و در جهت رفاه و آسايش و امنيت گام بردارند0 حكومت ها در ايران نه خدمت گذار جامعه بلكه اربابان بلامناظع ايرانيان بوده و اين ايرانيان بودند كه خادمان حكومت بوده اند0 بنابراین می توان ضمن مراجعه به عوامل ویژه علل عقب ماندگی در ایران به عوامل خارجي كه مزيد بر علت نيز بوده اند نيز توجه مبذول داشت0 حمله و يورش اقوام بدوي در جهت كسب مال و ثروت و غارت دارائي ها به اين سرزمين وارد شدند 0 این عقب ماندگي را می توان تقریباً در تمام زمینه هاي اجتماعي اقتصادي و فرهنگي مي توان نشان داد0 به دلیل همین دو ویژگی، عقب ماندگی، تاریخی اجتماعي، كه جامعه ايران از پيشرفت و توسعه بازماند و نه تنها پيشرفت نكرد، بلكه به جامعه قبيله بازگشت نمود0 یعنی هر دو پدیده، دلایل عقب ماندگي در كشور ايران را مورد بررسی قرار گيرد0 در واقع نگرش و ديدگان جامعه شناسي ايراني با جامعه شناساني كه متاثر از ماركسيسم هستند و علت عقب ماندگي ايران را استعمار غرب مي دانند، بكلي متفاوت ارزيابي مي نمايند0 بلکه عامل اصلي موانع توسعه را داخلی و نبود گرايشات ملي گرائي مي دانند0  تفكرات ماركسيستي و نگرش هاي آنها نسبت به صنعتي شدن و مخالفت با مدرنيسم  را براساس استثمار طبقه كارگران در ايجاد نيازهاي كاذب مي دانند و اعتقاد دارند، سرمايه داري با ساختن ماشين لباسشوئي نيازهاي كاذب بوجود آورده تا با اين وسيله بتواند كارگران را استثمار نمايد، تا ارزش افزوده ايجاد نمايند0 جامعه سرمايه داري بطرف رفاه و مصرف گرائي رفته و بطور مشخصه این، ماركسيسم مي بايست بر عليه مليت گرائي و اقتصاد ملي و گرايش به واردات به پردازند0 کما اینکه ثروت کشور ايران، از بي لیاقت و تنبلي ساکنان آن به حدر مي رود0 افرادي كه كار كمتر و مزد بيشتر مي ـ خواهند، یعنی با پول فروش نفت كالاها و مواد غذائي خود را از كشورهاي خارجي وارد نمايند0 می دانید که ایران بعد از سرنگوني حكومت قاجاريه، دست استعمار انگلستان از بخشهاي معادن و گمرك و وزارتخانه ها و غيره كوتاه گرديد0 پس چه عواملی سبب شد که ایراني ها نتوانند از بطن جامعه در مبارزه با انگلستان دست به مبارزه زده و اين حكومت وابسته به انگلستان را از ريشه سرنگونه نمايد؟ باید اين عوامل و موانع بازدارنده داخلي را شناخت0

از دید جامعه شناسي ايراني علت عقب ماندگي در ايران نبود يك فضاي سالم رقابتي در عرضه اجتماعي در بين احزاب و انحصاري بودن در اقتصاد که آن از بطن نظام قبيله گرفته شده و ضديت با ملي گرائي در جهت جهاني شدن يا اينترناسيوناليسم و ايجاد يك جامعه جهاني يا دهكده جهاني را در سر دارند0 افزون بر این عوامل، در طول تاریخی بعد از دوران ساسانيان، بازگشت به نظام قبيله در ایران مانع بزرگی در راه پیشرفت ایران بوده است0 بنابراین تفكرات و فرهنگ قبيله و ساختارهاي اجتماعي آن، بلکه نوعي انحصارات فردي در نهادهاي قدرت سیاسی (دولت) بطور تاریخی سد حرکت توسعه در ایران بوده است0 در این رابطه باید به نگرش بنیادین آئين زردشت و اسلام نسبت به قدرت حکومتی یکسان نبوده است0 در آئين زردشت نوعی جدایی قدرت از دین و دولت وجود داشته است0 در حالیکه اسلام برای اولین بار و از آغاز بنیان گذار قدرت سیاسی در بطن دین بود0 در واقع اسلام برای اعراب هم دین واحد، هم حکومت واحد و هم ملیت واحد بوجود آورد0 بطوریکه این جوامع به ملل مسلمان شناخته می شدند0 عامل دیگر در این رابطه عدم پیدایش تفكر مدرنيسم در ایران جستجو کرد0 مدرنيسم موتور حرکت جامعه بطرف توسعه و شكوفائي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را با خود همراه خواهد آورد، که با جامعه سنتي و سوسياليستي در تناقض كامل قرار دارد0

 

تاثير عامل آب در جامعه:

جامعه شناسان ماركسيستي، جوامعي كه توليد آسيائي در آنها بر روي كار آمده است را منسوب به  عامل آب مي دانند0 توليد آسيائي بر گرفته از تفكرات كارل ماركس كه در آثاري بنام گرونديسه و اقتصادي سياسي مي دانند0 وضعیت آب در ايران باستان قبل از ورود اعراب، و در سفر نامه هاي موجود در آن زمان، ميزان بارندگي بالا و كشوري سرسبز و هواي سرد دارا بوده است0 از دید کارل مارکس كه كوچكترين اطلاعتي در مورد تاريخ ايران نداشته است ارائه گرديده است و آن را به جوامعي نسبت مي دهند كه قبل از شكل گيري جامعه اين حكومت ها هستند كه بوجود آمده اند و بعد جامعه شكل گرفته است0 در حالیکه جامعه شناسان ماركسيستي با رها کردن واقعيت هاي اجتماعي و چسبیدن به متون ماركسيستي به عنوان تائين كننده عامل عقب ماندگی ایران كه كوچكترين اطلاعتي در مورد جامعه ايران ندارد0 بدون در نظر گرفتن دلایل ريشه ائي عوامل و موانع توسعه در جامعه را رها کرده است و به عامل ذهنی پرداخته اند0 در حالیکه اگر ملي گرائي عامل پیشرفت بود، پس دلیلی وجود نداشت غرب با داشتن ملي گرائي افراطي عقب بماند0 مگر آنکه معتقد شویم در غرب خود پيشرفت و توسعه در صنعت اتفاقی رخ نداده بلكه عامل اصلي پيشرفت از آسمان در كشورهاي غربي نازل گشته است که به دلایلی در كشور ايران رخ نداده است0 چونكه جوامع صنعتي بدون بازارهاي كشورهاي توسعه نيافته و عقب مانده قادر به ادامه حيات نخواهند داشت و کم کم كشورهاي عقب مانده و توسعه نيافته را به زیر سلطه اقتصادی، سياسي و نظامی خود کشاند0 سرشت كشورهاي صنعتي منجر به تقویت ملي گرائي و تضعیف ملي گرائي در كشورهاي عقب مانده يا توسعه نيافته گرديد0 در ایران هنوز ملي گرائي به شکل كشورهاي صنعتي نتوانسته شكل بگيرد و رشد کند و بیشتر در حوزه واردات و مصرف گرائي و صادرات مواد اوليه باقی مانده است0 واردات و مصرف گرائي و كار دلالي سابقه دیرینه ای در ایران دارد0 باید دید چرا و به چه علت صنعت نتوانسته در جامعه ايران ريشه بدواند0

ماركسيسم و حمايت از تفكر سنتي:

يكي از دلایل اصلی و مهم در عقب ماندگی كشور ايران تفكر سنتي در عرضه اجتماعي و موانعي كه سد راه نظام به مدرنيسم در جامعه ايفا مي كنند، می باشد0 جامعه شناسان ماركسيستي بر حمايت از تفكر سنتي كه در تقابل و ستيز با فرهنگ و منش فرهنگ ایرانی قرار دارد تاکید بسيار می نهند0 جامعه ايراني گوياي اين واقعيت است كه يكي از علل عقب ماندگی رواج تفكر سنتي كه در جامعه باعث فقر و ناامني در سطح وسيع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي گردد مي ـ باشد0

اما پیشرقت و توسعه در جامعه با رواج، رشد و شكوفائي فرهنگ ملي و ملي گرائي، ارتباط مستقيم دارد0 يكي از دلیل عقب ماندگی ایران، ادامه تفكر کهنه نظام قبيله و نبود تفكر مدرنيسم بوده است0

اگر تفكر مدرنيسم مي توانست در كشور ایران رواج يابد، جامعه به سوي ملي گرائي پيش مي رفت و صنعت مستقل و بدور از وابستگي به كشورهاي صنعتي جای صنايع منتاژ و وابسته به كشورهاي صنعتي را می گرفت0 این واقعیت بدين معنا مي باشد که تفكر سنتي بزرگترين مانع در امر پیشرفت و شكوفائي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي در جامعه ايران دخیل بوده است0 تفكر سنتي یکی از اصلي ترين مانع در امر پيشرفت در جامعه است و می بايست با آن برخورد اصولي گردد0

البته عوامل گوناگوني كه مانع پيشرفت، توسعه و شكوفائي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تاثير بسزائي دارند0 ولی باید توج داشت كه كداميك نسبت به ديگري مهمتر مي باشد0 در تعیین ارزش يابي موانع توسعه، پيشرفت و شكوفائي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به چه عوامل طبيعي اجتماعي بايد پرداخت كه باعث مي گردد، موانع پيش روي را به راحتي برطرف نمود0

 

ماركسيسم و تفكر سنتي در جامعه:

ماركسيسم باعث مي گردد که تفكر سنتی در جامعه ایران به حيات خويش ادامه دهد، ارتباط مستقيم با تفكرات افراد جامعه و نوع زندگي آنها دارد0 افراد بعد از تولد و يا با چشم باز كردن در خانواده هاي سنتي، به فراگيري اصول و قواعد و نوع شيوه سنت هاي خانواده آشنا مي گردند0 زمانیکه تفكرات سنتي توسط افراد جامعه بوجود آمده می ـ تواند بطور مستقل عمل کردند0 می توان گفت اين افراد جامعه هستند که در کم و کیف پیشرفت جامعه تنها عامل تعیین کننده بوده اند0 این تفاوت بين كشوهاي جهان سوم با كشورهاي پيشرفته ناشي از تفاوت نژادی می باشند0 یعنی نژادهاي انساني به درك و شناخت جامعه و محيط طبيعي خود نسبت به نژادهاي انساني ديگر پي مي ـ برند0 جامعه در ارتباط با نژادهاي انساني آن می شود که هست0

تفكر مدرنیسم ساخته و پرداخته افراد آن جامعه مي باشند0 در كشور ايران تفكر مدرنيسم نتوانست جانشين تفكر سنتی كه غالب در جامعه بود بشود0 منظور از تفكر سنتی، تفكري است که بصورت جزمي و غير قابل انعطاف و بازگشت به دوران نظام قبيله مي باشد و نسبتاً پایدار و همواره چون امری طبیعی، "ذاتی" و غیر قابل تغییر به آن نگریسته می شود0 در اين جامعه به انقلابی لازم خواهد بود که این تفكر سنتي را از ريشه دگرگون نمايد0 آنچه باعث شكل گيري تفكر مدرنيسم در جامعه مي گردد، نيازهاي افراد آن جامعه به پيشرفت، توسعه و شكوفائي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جهت آسايش و رفاه و امنيت مي باشد که همه چیز را دستخوش تغییر و دگرگوني قرار خواهد داد0

 

 

الگوهاي جنسي:

دلیل اینکه تفكر سنتی در جامعه ايران با ريشه و بادوام و به اين سادگی تغییر پذير نمي باشد در این است كه تفكر سنتی، نابرابري بين زنان و مردان وجود دارد0 در اين جوامع مرد سالاري حقوق زنان رعایت نمی شود0 تفكر سنتي مبتني بر مرد تباري يا مرد سالاري و ناديده گرفتن حقوق زن به عنوان يك انسان در جامعه و اكتفا كردن وضعيت و منزلت زنان در خانه داري، شوهر داري و فرزند زايي است0 از اين منظر ساختار قدرت در خانواده و جامعه بر حول محور مديريت مردان در نقش پدر، عمو، برادر بزرگتر، رييس قوم يا قبيله، ريش سفيد محل و يا ولي و واليان منطقه، يا شهر و جامعه مي گردد0 در اين الگو سازي ها در فرايند اجتماعي شدن كودكان نقش مردان در خانواده بعنوان نان آور، سرپرست، مدير، مدبر و مدافع خانواده تعريف شده و زنان نيز همواره درجايگاه دوم يا سوم اهميت، طابع دستورات مرد خانواده معرفي مي شوند0

در جامعه مدرنيسم جنسيت معنا و معني خاصي ندارد0 به بيان ديگر در اين جامعه انسانيت مطرح مي باشد0 انسانيت نه جنسيت دارد و نه برتري طلبي نسبت به يكي از جنسيت ها را به رسميت مي ـ شناسد0 امروزه با وجود افزايش ميزان تحصيلات در زنان صورت گرفته است با وجود اين مشاهده مي گردد كه اگر دو فرد يكي زن و ديگري مرد با تحصيلات برابر، در زمان استخدامي، اين مردر از كه پذيرفته مي شود، بخش مسلط و غالب الگوهاي جنسيتي در ايران مرد سالارانه يا پدرسالارانه و زن ستيزانه است0 در تاييد اين وضعيت اشاره به نقش كمتر از 10 درصدي زنان در بازار كار و نقش اقتصادي آنان در بهره وري و توليد ارزش افزوده گواه اين موضوع است0 مي توان به اطمينان اذعان كرد كه اگر بخش بزرگي از زنان خانه دار كه در جرگه شاغلان محسوب نشده به فهرست بيكاران جامعه افزوده نمي شوند، بيش از 55 درصد نيروي انساني فعال در فاصله سني بين 18 تا 65 سال بيكار قلمداد خواهند شد ! آنچه باعث مي گردد که حقوق زنان آنهم اندک اندک به رسمیت شناخته شود فعاليت زنان در تولید اجتماعي و خارج از خانه مي باشد0 تولیدی که همراه با استقلال مالي از مردان همراه مي باشد0 کار زنان در خارج از خانه نشان دهنده اعتراض زنان به بردگي و كار اجباري بدون كوچكترين ارزشي براي زنان مي باشد0 آنچه كه باعث مي گردد كه كوچكترين ارزشي براي زنان در جامعه قائل نگردند كار زنان در خانه و وابستگي مالي به شوهران خود است كه از آنجا تفكر سنتي همواره جنبه های مرد سالاري در جامعه ریشه هاي عمیقي دارند0

كوچكترين مخالفتي با اين تفكر از سوي ماركسيسم، شديداً مورد سركوب قرار مي گيرد، یعنی اين سرمايه داري بود كه زنان را از خانه بيرون كشيد تا بتواند آنان را استثمار كند0 اين گونه جوامع با یک پس رفتن انسانيت مواجه می شوند0

تحول فكر در جامعه از سنتي به مدرنيسم به موازات دگرگوني هاي اجتماع، اقتصادي، فرهنگي در تمامي زمينه ها رخ می دهد0 زمانی که زمينه هاي فكري افراد جامعه متناسب با مدرنيسم تغییر یافت به همان سرعت تحولي عظيم در اجتماع، اقتصاد و فرهنگي روي مي ـ دهد و جامعه به مرحله مدرنيسم وارد مي شود0 بطوری که نشان داده شد این تفكر افراد جامعه است که جامعه را می سازد0 فاصله ائي كه میان فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی وجود دارد، بطوریکه اين تکنولوژی ساخت بشر كه توسط افراد جامعه مورد كنترل قرار مي ـ گيرد0 ابعاد رشد تکنولوژی و علوم به مرحله ائي مي رسد كه از فرهنگ مادي، سبقت گرفته و از آن جلوتر حرکت می کند و انسان را در شرايط امن توئم با رفاه و آسايش قرار می گیرد که خود ساخته است، نظير هرچه بهتر شدن كيفت خودرو و وسايل برقي 000  0

اما رابطه با امنیت فكري و مالي0 زمانی که جامعه در مرحله سنتي به سر مي برد، سخن گفتن از امنیت فكري و مالي، جایگاهی در جامعه براي خود ندارد0 مگر آنکه متعلق به ريش سفيدن و بزرگان جامعه بوده باشند يا وابسته به اين گروه باشند0 بطور نمونه مي توان گفت: ربا خواری در جامعه سنتي برابر با نظام بانكداري در جامعه مدرنيسم نیست0  وضعيت گردش پولي و انباشت آن در دوران قاجاريه بصورت صرافي بوده و آنهم بعد از اضمحلال قاجاريه بانكداري جانشين اين گونه صرافي ها گشته است0 اینکه در كشور ايران در دوران قاجاريه امنیت سرمايه در سرمايه گذاري وجود نداشته و سرمايه ها از كشور به كشورهاي خارجي مهاجرت مي كرده، به نوع تفكر و شيوه حكومت داري دوران قاجاريه بر مي گردد0 نبود امنيت در سرمايه گذاري در ايران به دلیل نفوذ انگلستان در اقتصاد و ايجاد واردات و شيوه دلال بازي در بازار تجارت بوجود آمد0  بخشی وسيع از سرمايه هاي جامعه در كشورهاي نظير هندوستا و اروپا انباشته شد0 ولی ماجرای امنیت سرمایه مربوط به دوره پهلوي است0 در دوران قاجاريه، زمانی که سرمایه داری پا می گرفت، غارت ثروت توسط حکام به رشد آن ضربه زده، مانع پیدایش صنايع در ايران گرديده است0 سرمايه داري در دوران پهلوي در ايران به قدرتی بدل شد که در امنيت مالي و جاني كامل قرار گرفت و با حمايت حكومت و با برقراری قانون نیز فراهم آمد0 در ایران دوران قاجاريه چنین پدیده ای رخ نداد0 قبل از روي كار آمدن حكومت رضاشاه، در دوران قاجاريه، ناامني، بيكاري، فقر و فحشا، اشرار و دزدان و راه زنان از يك سو و نفوذ انگلستان در دربار قاجاريه و منابع طبيعي و معادن ايران، گمركات كشور در تحت تسلط خود گرفته بود0 فلسفه اشراق و مشاق، عرفان سهروردي و اطاعت و پيروي از دستورات رهبران ديني، در جامعه ايران تقويت گرديد0  این تفاوت بين اسلام و ديگر اديان وجود دارد0 اين تفاوت تابعی از پدیده تفكراتي که بعد از دوران ساسانيان در جامعه ايران رخ داده است0 اسلام که خود بر خاسته از شبه جزيره عربستان، فسفه خود را از یونان به عاريت گرفته است0 فرهنگ شبه جزيره عربستان، برگرفته از فرهنگ نظام قبيله مي باشد و نوع تفكر آن ناشی از سيستم قبيله بر جامعه بود که حکايت از متولیان دین گرائي بر جامعه مي باشد0 شهروندان جامعه می بایست براي رسيدن به فراسوي اين دنياي خاكي، همانا بهشت برين مي باشد و از سوي ديگر در مورد اين دنياي خاكي در مجموع تابع اراده رهبران ديني سياسي خود شوند و یا اينكه در گروه هاي مخالف وارد گشته و از دستورات رهبران ديني اطاعت نكرده، مي بايست از جامعه حذف گردند0

 

عوامل جغرافيائي:

يكي از عوامل بازدارندگي در امر كشاورزي و صنعتي شدن، کمبود آب در كشور ايران مي باشد0 كشاورزي نيازمند به آب و همينطور صنعت مادر نيز نيازمند به آب مي باشد0 اما همین سرزمین بعد از دوران ساسانيان دستخوش دگرگونی های طبیعی شد و موقعیت برتر در عرضه هاي تجارت، از دست داد0  طبیعت غنی تغذیه بهتری را برای ساکنان آن فراهم می آورد که بنوبه خود در رشد خلاقیت های فکری مؤثرند0 بیش از آنکه به عوامل اجتماعي، اقتصادی و فرهنگي توجه كرده شود مي بايست به نقش طبیعت در شكل گيري تمدنها توجه كرده شود، بویژه به محتوای تغذیه شهروندان آن جامعه نسبت به جوامع ديگر و در درجه دوم به كمبود آب كه نقش تخریبی براي تمدن های پیشرفته تر و مانعي بزرگ در عقب مانده نگاه داشتن تمدنها نگریسته شود0

نقش آب به عنوان عاملی که آگاهانه باعث تخریب تمدن ها توسط غربی ها شد مورد توجه و بررسي قرار داده شود0 کار جامعه شناسان ارتباط دادن ویژگی های عوامل پيشرفت به مناسبات اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگي با يكديگر مي باشد0 کار جامعه شناس به عنوان یک محقق در نشان دادن رابطه عوامل طبیعی با مناسبات اجتماعی، اقتصادي و فرهنگي است0

وضعيت بد كشاورزي، عدم رشد صنعت و وابستگي صنعت به كشورهاي غربي، عاملي برای پیدا شدن بخش خدمات و دلال بازي و همينطور واردات بي رويه كالاهاي صنعتي و كشاورزي و ناتواني بخش خصوصی در بوجود آوردن بسيتر مناسب براي كشاورزي و صنعتي شدن مي باشد0 اين عامل سبب شد روند رشد صنعتي و کشاورزی ادامه نيابد0 اقتصاد مدرنيسم به عواملی که بخش خصوصي به آن نیاز مانند امنيت مالي و حقوقي، بخش تحقيقاتي، نياز به بانكهائي كه تامين كننده پول كافي با بهره بانكي پائين، پائين بودن ميزان ماليات پرداخت شده به وزارت اقتصاد و دارائي، دارا بودن بخش تخقيقاتي، سيستم بازار بر اساس عرضه و تقاضا، نه بر اساس اقتصاد برنامه ريزي شده، حمايت دولت از توليدات داخلي در برابر توليدات خارجي، نياز به بازارهاي خارجي در جهت صادرات بيشتر كالاهاي ساخت داخلي، عدم دخالت دولت در بازار، مشوعيت بخشيدن به آزادی تفكرات انساني، از بين بردن بوركراسي دولت، از جمله دستاورد های مدرنیته از جمله عواملی است که بطور طبیعی باعث پيشرفت جامعه ايران مي گردد0

روند توسعه در ايران:

عامل رفع موانع توسعه در ایران ازجمله مشارکت بخش خصوصي در اقتصاد تولیدی است0  صنعتی در ایران توسط دولت ادره مي گردد0  دولت نه تنها اقتصاد را در حيطه خود گرفته است،  بلکه تجارت را نيز در حيطه خود دارد و بجای اينكه بخش خصوصي را در اين امر تقویت نمايد، با انواع و اقسام ماليات آن را ضعيق نگه داشته است0 اقتصاد دولتی يكي از امتیازهای منفي است0 تجربه اقتصاد دولتي را در كشورهاي سوسياليستي كسب كرديده ايم0 مديريت بخش خصوصی قادر و توان در جهت ارتقاع تكنولوژي و همينطور در جهت رقابت با صنايع ديگر مي باشد0 در صورتي كه بستر مناسبي براي آن فراهم گرديده شده باشد0 اقتصاد دولتی در ایران دچار فساد مالی و رانت خواری، و بخش خصوصی ضعیف و ناتوان و درگیر با بوروکراسی دست و پا گیر دولتی است0 موانع بورورکراتیک و عدم امنيت مالي و مانع دگر باعث ایجاد سد های غیر قابل عبور برای بخش خصوصی، باعث فرار سرمایه چه مالی  و چه فکری از ایران به كشورهاي امن مي ـ گردد0 در یک عبارت مانع اصلی توسعه نیافتگی ایران، ناتواني اقتصاد دولتي است که به هرج و مرج و نبود امنیت برای فضاي رقابتي بویژه يك اقتصاد سالم دامن مي زند0 توسعه در بخش اقتصادی از منظر جامعه شناسان آنرا رشد اقتصادی هم می نامند، براي وارد شدن به مدرنيسم نیازمند ده عامل اساسي مي باشد:

1ـ امنيت سرمايه گذاري

2ـ پائين بودن ماليات و در صورت سرمايه گذاري بخشيدگي مالياتي

3ـ پائين بودن نرخ بهره بانكي

4ـ سرمایه

5 ـ مديريت

6 ـ تکنولوژی

7 ـ نيروي كار ماهر

8 ـ حمايت دولت از صنايع داخلي در برابر صنايع خارجي

9ـ بازار خارجي

10ـ بازار داخلي

این عوامل باعث شكوفائي اقتصاد و توسعه آن مي گردد در عین حال به امنیت نیاز دارند0  امنیت حاصل حکومت قانون، قدرت سیاسی مشروع بر آمده از اراده و خواسته شهروندان آن جامعه مي ـ باشد0 به دلیل نبود امنیت لازم، نه تنها سرمایه (مالی و فکری)  به ایران وارد نمی شود، بلکه از ایران می گریزد و به بازارهائی كه اين شرايط را داشته باشند وارد می شوند، نظير خروج میلیاردها دلار سرمایه ایرانی به دبی و کشور های دیگر، همينطور فرار مغزها یعنی نیروی تربیت شده علمی با هزینه ایران به کشور های غربی0
نيروي کار ماهر  نیز در اختیار متخصصاني است که به دليل شرايط بد اقتصادي به كشورهاي صنعتي مهاجرت كرده اند و افراد تحصيل كرده به دليل وجود نداشتن شرايط كاري در رشته هاي تخصصي خود به كشورهاي مهاجر پذير مهاجرت كرده يا در رشته هاي غير تخصصي خود مشغول به كار گشته اند0

صنايع منتاژ يا وضعيت وخيم اقتصادي، نيروهاي تحصيل كرده قادر به جذب در مشاغل تحصيلي خود نيستند و بناچار در رشته هائي فعاليت مي كنند كه هيچ گونه اطلاعاتي در آن رشته ندارند يا اينكه نيروهاي متخصص در ارتباط با صنايع به عنوان سركارگر انجام وظيفه مي كنند نه به در غالب يك مهندس در بخش تحقيقاتي0 در نتيجه  كالاهاي منتاژ شده در ایران به دليل بالا بودن قيمت كالاي تمام شده بناچار از كشورهائي وارد مي گردد كه از نظر قيمت، ارزان تمام گردد كه خود باعث مي گردد كالاي منتاژ شده از نظر کمی و کیفی در حد استاندارد جهانی قرار نگيرد و اين خود براي مصرف كننده مشكلاتي را به همراه خواهد آورد0 معمای توسعه نیافتگی ایران در این مشکلات نهفته است0

عدم از استفاده الگوی مدرنیسم در دوره کنونی یعنی، موتور حرکت اقتصاد، تجارت صادرات کالا است،  نه صدور مواد خام نظير نفت0  برای توسعه اقتصادی، ایران باید بتواند صادرات کالاهای غیر نفتی را از میزان واردات فزونی ببخشد0  در حالیکه اقتصاد ایران سخت به صدور نفت و مواد اوليه وابسته است0 ایران باید به جای نفت خام فرآورده های پترو شیمی ونفتی صادر کند تا ضمن حفظ منابع طبیعی، ضمينه کار مهيا گردد0 شکي نیست که مي بایست صنایع اقتصاد ملی را تقویت کرد0 در تقویت اقتصاد ملی برنامه هاي کلان دولت، از جمله وام های طولانی مدت، با بهره كم برای تشکیل سرمایه های تولیدی مورد نياز است0 برای توسعه و رشد اقتصاد ملی، برنامه هاي ایرانی توسط اساتيد دلسوز ايراني و وطن پرست مورد نياز است0